قرمز سبز آبي خاکستري
[ و به پسرش حسن فرمود : ] پسركم چيزى از دنيا بجا منه چه آن را براى يكى از دو كس خواهى نهاد : يا مردى كه آن را در طاعت خدا به كار برد پس به چيزى كه تو بدان بدبخت شده‏اى نيكبخت شود ، و يا مردى كه به نافرمانى خدا در آن كار كند و بدانچه تو براى او فراهم كرده‏اى بدبخت شود پس در آن نافرمانى او را يار باشى و هيچ يك از اين دو در خور آن نبود كه بر خود مقدمش دارى . [ و اين گفتار به گونه‏اى ديگر روايت شده است كه : ] اما بعد ، آنچه از دنيا در دست توست پيش از تو خداوندانى داشت و پس از تو به ديگرى رسد و تو فراهم آورنده‏اى كه براى يكى از دو تن خواهى گذاشت : آن كه گرد آورده تو را در طاعت خدا به كار برد پس او بدانچه تو بدبخت شده‏اى خوشبخت شود ، يا آن كه آن را در نافرمانى خدا صرف كند پس تو بدانچه براى وى فراهم آورده‏اى بدبخت شوى و هيچ يك از اين دو سزاوار نبود كه بر خود مقدمش دارى و بر پشت خويش براى او بارى بردارى ، پس براى آن كه رفته است آمرزش خدا را اميد دار و براى آن كه مانده روزى پروردگار . [نهج البلاغه]
پارسي يار
شبکه اجتماعي پارسي زبانان [نسخه آزمايشي]
عضويت